زنی بچه به بغل سوار اتوبوس شد راننده اتوبوس گفت: "بچه ی شما زشت ترین بچه ای است که در عمر دیده ام." به زن خیلی برمی خورد. زن به مسافری که در کنار او نشسته است می گوید: "شنیدید راننده چه توهینی به من کرد؟ مسافر می گوید: "این میمون رو بده به من، برو پیش رئیس اتوبوسرانی ازش شکایت کن!" این لطیفه به عنوان بهترین لطیفه ی جهان از نظر کاربران انگلیسی معرفی شد.


حیف نون به سن بلوغ می رسه، دم در میاره!

 

حیف نون برای بار اول نماز خواند، گاوش مرد،روز دوم نماز خواند، الاغش مرد،روز سوم زنش گفت برام طلا می خری؟گفت: خدا شاهده بلند می شم دو رکعت هم خرج تو می کنم!

اصفهانیه ماشین می خره، می ده تا براش جلدش کنند.


حیف نون می ره خونه، می بینه یکی دیگه کنار زنش خوابیده، می گه این قدر بدم میاد بعضی ها ادای منو در میارن!


زن و شوهری داشتن با هم دعوا می کردند، شوهر می گه: من فقط به خاطر این که بابات پولدار بود باهات ازدواج کردم. زنه می گه: باز تو یه دلیلی داشتی، من بدبخت چی؟

یه نفر در کندوی عسل رو بر می داره، می بینه یه زنبوره می گه اِهم!