کدوم گوری بودی؟

مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:
اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي
مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش.
مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسي را نديد
بهر حال نجات پيدا كرده بود
به راهش ادامه داد .
به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت:
بايست
مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد . باز هم نجات
پيدا كرده بود
مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم
مرد فكري كرد و گفت :
اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بودي ؟
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 19:57 توسط Rex
|
با سلام