حیف نون ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! حیف نون ميگه: «كوجموتونو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي؟ 

 

از يه لره ميپرسن تو شما آدم مشهور هم هست ميگه آره .... سوفيا لُره ! ، اليزابت تاي لُر ، لُر و هاردی .... يه ماده شيميائی هم هست که اختراع خودمونه بهش ميگن کلُر


وقتی بارون می بارد همه چیز زیبا میشه
گلها
درختها
همه چیز
میگم آ
میخوای یه سر زیره بارون برو شاید فرجی شد!
 


 

 

مادره به بچش ميگه: مي دونم موهاي خواهرت رو كشيدي شيطونه گولت زد. بچه هم ميگه: آره ولي لگدي كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود.
 

به يه خره ميگن چرا گوشات درازه ميگه هر خوشكلي يه نقصي داره.

 

حیف نان فيلم جنگي مي ديده، تموم كه ميشه سينه خيز ميره تلويزيونو خواموش كنه.

 

يه روز 3 تا لاك پشت ميرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمي دارن تا وقتي رسيدن بخورن. 25 سال طول مي كشه تا برسن. وقتي ميرسن يادشون ميفته كه با خودشون استكان نبردن. يكيشون داوطلب ميشه كه بره استكانا رو بياره ولي ميگه بايد قول بدين كه تنهايي نخورين ها. دوستاشم قول ميدن كه نخورن. يه 50 سالي مي گذره دوستاش ميگن بابا اين نيومد بيا نوشابه ها رو بخوريم. تا درنوشابه رو باز مي كنن يهو لاك پشته از لاي سنگها مياد بيرون ميگه نامردا! نگفتم اگه برم مي خورين؟!

 


یه روز دیگه حوا از آدم می پرسه: دوستم داری؟ آدم می گه: چاره دیگه ای هم دارم؟
 

 بچه از باباش مي پرسه: بابا الاغا هم زن مي گيرن؟ باباش ميگه: آره بابايي فقط الاغا زن مي گيرن!

 

حیف نان رو می گیرن بهش می گن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد؟ میگه از شما بهتر می نویسم خدا با ماست!

 
از حیف نون می پرسن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون.

 

ميخواستن حیف نون رو رييس حفاظت اطلاعاتش كنن. بهش يه سري اسرار مملكتي ميگن ببينن چقدر مي تونه بروز نده. تهديدش ميكنن نمي گه. مي زننش نميگه. بي خوابي بهش ميدن نمي گه. زن و بچه اش رو شكنجه مي كنن نميگه. آخر سر كه مي بينن خيلي كارش درسته واسه اطمينان بيشتر مي ندازنش يه ماه انفرادي و رفتارشو زير نظر مي گيرن ببينن اگه بازم دوام آورد رييس حفاظت اطلاعاتش كنن. تو انفرادي مي بينن كه هي ميزنه تو سر خودش و ميگه: اه يادم بيا ديگه!

ته دیگ

یه روز در تیمارستان دکتر رو به دیوانه ها می کند و برای آزمایش آنها می گوید تصور کنید اینجا یک دیگ بزرگ آبجوش است و شما هم سیب زمینی هستید چه خواهید کرد؟

همه دیوانه ها شروع به ورجه ورجه کردن نمودند به جز یک نفر

دکتر وپرستارها خوشحال شدند که بالاخره یک نفر سالم است

از او پرسیدند چرا تو مثل اونا بالا وپایین نمی پری

دیوانه گفت: آخه من ته دیگ و به ته دیگ چسبیدم!

 

یک ترک در کلیسا

یک نفر ترک در کلیسا نشسته بود یهو می بیند یک دختر قشنگ و زیبا آمد و جلوی محراب زانو زد و گفت:

ای خدا تو همه چیز به من داده ای پول- زیبایی - خانواده  من فقط ازت یک چیز دیگر میخوام و آن هم یه شوهر خوب است ... یا حضرت مسیح خودت کمک کن

ترکه که این حرفها راشنید از پشت مجسمه بیرون می آید و می گوید:

عیسی هول نده خودم میرم!

 

خودکشی اسرائیلی

یه اسرائیلی تصمیم می گیرد خودکشی کند یه تیر به مغز خودش شلیک می کند ولی نیم ساعت بعد می میرد

از همه دنیا جمع می شوند که بفهمند قضیه چه بوده است سرانجام بعد از چند سال تحقیق می فهمند که تیره در این مدت داشته دنبال مغز یارو می گشته است.

 

مسیحی شدن یک مسلمان

عده ای مسیحی تصمیم می گیرند یک مسلمان را مسیحی کنند او را به کلیسا می برند چراغها را خاموش می کنند و به او می گویند هر چه ما گفتیم بگو

خلاصه مراسم ساعتی بطول می کشد وسرانجام به او می گویند تمام شد تو دیگر مسیحی هستی

برقها را روشن می کنند ناگهان آن مرد می گوید:

اللهم صل علی محمد وال محمد

 

... مياد تهران مي بينه همه لباس آستين كوتاه پوشيدن تعجب مي كنه مي گه اوا پس اينا چه جوري دماغاشونو پاك مي كنن



به يه …. ميگن از قفل فرمونت راضي هستي؟ ميگه: آره فقط سر پيچ ها يه کمي اذيت مي کنه



…. ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه،هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! لره ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد



از... مي پرسن: اگه گفتي کي به همه محرمه؟ يک خورده فکر ميکنه ميگه: سوپر مارکت سر کوچه! ميگن: چرا؟ميگه: چون به همه شير ميده



به مي گن با وطن جمله بساز مي گه: من به حمام رفتم وتنم را شستم.

 مي گن بابا وطن! وطن با طي دسته دار.

 مي گه همون ! با طي دسته دار خودمو شستم ديگه


از …. ميپرسن: براي زلزله زدگان بم چه کمکي کردي؟ ميگه: متاسفانه دستم خالي بود، انشاءالله زلزله بعدي جبران مي کنم



دوست دختر بهش ميگه:اگه توجه كني ميبيني كه نگاهم باهات حرف ميزنه.غضنفرميگه:اينقدر پلك نزن،صدات قطع و وصل ميشه




... ميره خواستگاري. ازش مي پرسن چه كاره اي؟ روش نميشه بگه قصاب، ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم


يکي به رفيقش مي گه : شنيدم تو ظرف شستن به زنت کمک مي کني؟ زن ذليل! مي گه خب مگه چيه . اونم تو رخت شستن به من کمک مي کنه


رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود .. هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل


بادام 

تعدادی پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان
به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد.

راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن
با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد. راننده باز هم
تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد.اين کار دوبار ديگر هم تکرار شد تا آن که
بار پنجم که پيرزن باز با يک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسيد
چرا خودتان بادام‌ها را نمى‌خوريد؟ پيرزن گفت چون ما دندان نداريم. راننده که
خيلى کنجکاو شده بود پرسيد پس چرا آن‌ها را خريده‌ايد؟ پيرزن گفت ما شکلات روى
بادام‌ها را خيلى دوست داريم


جنگ جهانی سوم

یک روز بوش و اوباما در یک بار نشسته بودن. 
یک نفر میرسه و میپرسه :چیکار دارین می کنین؟
بوش جواب می ده:"داریم نقشه جنگ جهانی سوم رو تنظیم می کنیم." 
یارو می پرسه:"چه اتفاقی قراره بیافته ؟!
بوش میگه:"قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم!" 
یارو با تعجب میگه:" آنجلینا جولی !؟! چرا می خواین آنجلینا جولی رو بکشید؟! 
بوش رو می کنه به اوباما و میگه: " دیدی گفتم ! هیچکس تو دنیا نگران 140 میلیون مسلمان نیست